چند روزیست حالم دیدنیست...

 
قفل غم بر درب این قلبم مزن
من خودم خوش باورم گلم مزن
من نمی‌‌گویم که خاموشم نکن
من نمی‌‌گویم فراموشم نکن
من نمی‌‌گویم که با من یار باش
من نمی‌‌گویم مرا غمخوار باش
من نمی‌‌گویم دگر گفتن بس است
گفتن اما هیچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شیرین شاد باش
دست کم یک شب تو هم فرهاد باش
خسته‌ام از قصه‌های شوم تو
خسته از همدردی مسموم تو
این همه خنجر دل‌ کس خون نشد
این همه لیلی کسی‌ مجنون نشد
آسمان خالی‌ شد از فریادها
بیستون در حسرت فرهادها
کوه کندن گر نباشد پیشه ام
بویی از فرهاد دارد تیشه ام
عشق از من دور و پایم لنگ باد
قیمتش سنگین و دستم تنگ باد
هیچ کس اندوه مرا دید ؟ نه
هیچ کس حال مرا پرسید ؟ نه
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می‌‌گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
/ 5 نظر / 14 بازدید
آدم برفی

سلام مثل همیشه زیبا ولی چرا اینقدر غمگین ‌؟

رز

سلام خیلی قشنگ نوشتی موفق باشی http://cheshmedel.persianblog.ir http://wayfarer.persianblog.ir [گل]

سايه آه

ماهی های رنگارنگ تو حوض خونه ما با پولکای قشنگ بالا و پایین میرن کنار حوض می شینه کلاغه تا می بینه می خواد ماهی بگیره اونجا کمین می گیره به زیر آب ها میرن ماهیا تا می بینن زار و پریشون کلاغ شیطون می شه زار و پریشون کلاغ شیطون می ش D:

داوود عالیان

سلام بسیار زیبا امیدوارم همیشه خوب و خوش باشین منم بعد چند ماه بروزم![گل]